خواسته های کودک و نحوه برخورد صحیح با آنها

خواسته های کودک و نحوه برخورد صحیح با آن ها

خواسته های کودکان و رسیدگی به آنها

(مناسب برای والدین کودکان ۳ تا ۱۲ ساله)

خواسته های کودک دو نوع است که در صورت تفکیک آنها به راحتی میتوانید بهترین شیوه برخورد با آنها را بیابید مثلا وقتی کودک می گوید باید فلان وسیله را برای من بخرید، من امروز این ناهار را نمی خواهم و برای من چیز دیگری درست کنید، بعدازظهر باید به فلان پارک برویم و …این ها گوشه ای از خواسته های کودک شماست که دوست دارند به همه آن ها پاسخ مثبت داده شود وگرنه جیغ، گریه، اوقات تلخی و … به راه می اندازند تا به هدف شان برسند. با این حال، همیشه یک سوال برای والدین به وجود می آید که کدام خواسته های کودک مان منطقی است و باید به آن ها پاسخ دهیم و کدام هایشان، غیر منطقی است و نباید به آن ها جامه عمل بپوشانیم.

خواسته های کودک من

روش های تشخیص منطقی بودن خواسته های کودک و پاسخ دهی مناسب

در پاسخ به این که «چگونه بفهمیم درخواست کودک مان منطقی است یا غیر منطقی؟»، باید گفت که خواسته های منطقی همان نیازهای طبیعی کودک هستند مانند نیاز به آب، غذا، بازی، محبت، توجه، نوازش و … که باید به موقع، بجا و به اندازه برآورده شوند و اگر از چارچوب اصلی خارج شوند، ارضای بیشتری را طلب می کنند یا اگر بخواهند در زمان و مکانی غیر از زمان و مکان خودشان برآورده شوند، یک درخواست غیر منطقی است که قطعا باید در مقابل آن ها مقاومت کرد.

پاسخ دهی مناسب به خواسته های کودک

در مقابل درخواست های غیرمنطقی کودک سرسختانه بایستید و به عکس العمل های کودک مثل گریه کردن، توهین کردن و … اعتنا نکنید و تسلیم نشوید . واضح است که در این مواقع حق نداریم او را دعوا کرده یا به او توهین کنیم.

مثلا کودک دوست دارد با او بازی کنید که ظاهرا یک نیاز منطقی است اما این نیاز تا زمانی منطقی محسوب می شود که در یک فاصله زمانی معین مثلا نیم ساعت، یک ساعت و … (متناسب با توان، انرژی روانی و جسمی شما که همان سطح پذیرش است) انجام شود اما اگر خواسته او برای ادامه بازی خارج از توان شما یا به عبارتی خارج از سطح پذیرش شما باشد، یک خواسته غیر منطقی بوده، پس باید محترمانه ولی قاطعانه به او بگویید:«می دانم دوست داری بازی کنیم ولی من خسته شده ام و نمی توانم ادامه دهم» و در مقابل اصرار، گریه یا نق نق کردن او مقاومت کنید و بگویید:«نه نمی توانم».

روش های تشخیص منطقی بودن خواسته های کودک و پاسخ دهی مناسب

استفاده از توهین، سرزنش تحقیر، تنبیه و … هیچ جایگاه تربیتی نخواهد داشت.

مثلا همچنین زمانی که کودک درباره وسایل تزیینی خانه اقوام سوال می پرسد یا می خواهد از نزدیک آن ها را ببیند، به یک نیاز طبیعی یعنی حس کنجکاوی پاسخ می دهد اما وقتی با سر و صدا و جیغ و گریه می خواهد آن ها را بردارد، دست بزند یا با خود به خانه بیاورد، کاملا خواسته غیر منطقی است.

بهترین و کارآمدترین رفتار، تسلیم نشدن در مقابل خواسته های غیر منطقی کودک است. پس هر وقت می خواهد با جیغ، گریه و سر و صدا به خواسته هایش برسد، به هیچ عنوان توجه نکنید، عصبانی نشوید، داد نزنید، صحبت نکنید، تسلیم او هم نشوید، فقط و فقط بی تفاوت باشید، انگار او را می بینید و حرف هایش را نمی شنوید. البته این کار ساده ای نیست و نیازمند صبر و تمرین است به خصوص اگر در یک جمع قرار داشته باشید.

بهترین و کارآمدترین رفتار، تسلیم نشدن در مقابل خواسته های غیر منطقی کودک است

همچنین هرگاه تقاضایش را به آرامی بیان کرد، به او توجه کنید ولی اگر خواسته اش غیر منطقی است، باز هم تسلیم نشوید و به جای هرگونه صحبت اضافی، نصیحت یا سر و صدا فقط و فقط بگویید:«نه، نمی شود.» اگر هم کودک با شما لجبازی می کند، سعی کنید با زبانی ساده و خیلی مختصر برایش توضیح دهید ولی از سخنرانی های طولانی، تاکید زیاد، اصرار کردن زیاد، نصیحت، تذکر اکیدا بپرهیزید زیرا کودک هنوز به آن مرحله شناختی نرسیده است که مفهوم صحبت های شما را بفهمد.

حتما بخوانید:
مشاجره والدين و تاثیرات آن بر فرزندان

با انجام چه کارهایی فرزندتان را لوس بار می‌آورید؟

این روزها خیلی از والدین فکر می کنند پدر و مادر خوب بودن به معنی به آب و آتش زدن برای آن است که آب در دل فرزندشان تکان نخورد و تا لب تر کرد، خواسته های او را برآورده کنند.

همه ما دوست داریم خواسته های فرزندمان را تا حد توان برآورده کنیم. اما اگر به شما بگوییم باید هر از گاهی به خواسته فرزندتان نه بگویی چه خواهید گفت؟ حقیقت این است که توجه زیاد به خواسته های کودک اولین دلیل لوس شدن بچه ها است. اما این لوسی به همین جا ختم نمی شود و روی کیفیت زندگی فرزندتان در سال‌های بعد، حتی بزرگسالی او هم اثر می گذارد . به این ترتیب فرزند شما در آینده تبدیل به یک جوان متوقع، همسر ناراضی و والد زورگو می شود که انتظار دارد همه دنیا در خدمت او باشند.

توجه زیاد به خواسته های کودک اولین دلیل لوس شدن بچه ها است

وقتی بچه‌ای احساس کند که بیش از حد مورد توجه و محبت پدر و مادرش قرار گرفته است و آنها همیشه مطابق میل او رفتار می‌کنند، طبیعی است که دایره خواسته‌هایش به طور پیوسته بیشتر و بیشتر شود. او می‌خواهد و دستور می‌دهد، پدر و مادر هم بدون کوچک‌ترین مخالفتی انجام می‌دهند که مبادا کودک دلبندشان ناراحت شود. چنین بچه‌ای زمانی که بزرگ و وارد اجتماع می‌شود از همه مردم توقع دارد که مثل پدر و مادرش او را دوست بدارند و مطابق امیال و خواسته‌هایش رفتار کنند، اما مردم از آدم لوس خوششان نمی‌آید و به خواسته‌هایش اهمیت نمی‌دهند. به این ترتیب فرزند عزیز شما از اجتماع و مردم دلسرد شده و احساس حقارت و شکست می‌کند، بنابراین گوشه‌گیر، کم‌حرف و منزوی می‌شود.

خواسته های کودک باید رسیدگی شود اما به شیوه ای مطلوب تا آنها لوس بار نیاید.

آنها معمولا در زندگی زناشویی هم دچار مشکل می‌شوند؛ زیرا زمانی که پسر یا دختر لوس و نازپرورده ازدواج می‌کند، از همسرش توقع دارد که مطابق میل و خواسته‌های او رفتار کند، اگر هر یک از آنها نخواهد مطابق میل دیگری رفتار کند، در این صورت اختلافات داخلی، دعوا و مباحثات شروع می‌شود.

کودکان لوس معمولا خودخواه و از خود راضی می‌شوند. آنها خودشان را بالاتر از آنچه هستند تصور می‌کنند و معایب خود را نمی‌بینند. همیشه از دیگران توقع دارند از رفتار و کردارشان تعریف و تمجید کنند. به این ترتیب، آنها بیشتر از افراد چاپلوس که مدام از آنها تعریف می‌کنند خوششان می‌آید و افراد واقع بین را دوست ندارند. معمولا نمی‌توانند محبت و علاقه دیگران را به خودشان جلب کنند و بیشتر اوقات تنها هستند.

این کودکان اغلب روحی ضعیف و روانی زود رنج و حساس دارند. همیشه به دیگران متکی هستند و اعتماد‌به‌نفس بسیار پایینی دارند. در برابر مشکلات زندگی خیلی زود عقب‌نشینی می‌کنند، به جای این که مشکلاتشان را حل و فصل کنند، توقع دارند دیگران کمک‌شان کنند.

خواسته های کودک باید رسیدگی شود اما به شیوه ای مطلوب تا آنها لوس بار نیاید

بچه‌هایی که بیش از حد مورد ناز و نوازش والدین‌شان قرار می‌گیرند، کم‌کم و بتدریج بر پدر و مادر خویش تسلط پیدا می‌کنند.

در نتیجه وقتی به سن نوجوانی و جوانی رسیدند، آن وقت از والدینشان توقعات بیشتری خواهند داشت. اگر هم پدر و مادر در برابر خواسته‌هایشان مقاومت و ایستادگی کنند آنقدر قهر و مباحثه می‌کنند تا بالاخره آنها راضی شوند.

متاسفانه برخی پدر و مادرها عیوب فرزندشان را نمی‌بینند یا نادیده می‌گیرند و در صدد اصلاح آن برنمی‌آیند و برای خوشحال کردن او از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. آنها باید بدانند، این بزرگ‌ترین خیانت در حق فرزند دلبندشان و تربیت او می باشد؛ چراکه او همیشه کودک باقی نمی‌ماند بلکه بزرگ می‌شود و باید در اجتماع و میان مردم زندگی کند.

حتما بخوانید:
کودک آزاری ، دلایل کودک آزاری و عواقب کودک آزاری

این نکته مهم است که کودک باید بداند واقعا محبوب پدر و مادر است و در مواقع لزوم به کمکش می‌آیند، اما از طرف دیگر هم باید بداند، اگر اشتباهی از او سر بزند مورد مواخذه والدینش قرار خواهد گرفت.

 

بزرگ‌ترین خیانت در حق فرزند و تربیت او نه نگفتن به اوست

به خواسته های کودک و فرزندانمان چگونه نه بگوییم!

والدين بهتر است که علت نه گفتن شان را به فرزندان خود توضيح دهند. هرچند بعضی والدين معتقدند که کودک شان به طور کامل، متوجه منظور آن ها نمي شود و دلايل آن ها را درک نمی کند، اما نبايد فراموش کنند که اين امر در تربيت کودک لازم است.

به احتمال زياد شما هم تا حالا با لجبازی کودکان مواجه شده‌ايد. پدر و مادرها بايد بدانند که کودکان معمولا با شنيدن واژه نه، واکنش منفی نشان می دهند و مخالفت با کودک روش های ديگری هم دارد. هرچند بعضي کودکان به راحتی اين کلمه را نشنيده می گيرند، اما بعضي های شان هم از شنيدن اين کلمه خشمگين می شوند. البته والدين بايد توجه داشته باشند که گفتن بيش از حد نه به کودکان، باعث می شود اين کلمه اثر بخشی خود را از دست بدهد؛ بنابراين والدين بايد راه های بهتری برای به کار بردن محدوديت های منطقی برای فرزندان شان نظیر موارد زیر پيدا کنند.

۱. جدی و با محبت نه بگوييد.

والدين بايد توجه داشته باشند که بايد از همين کودکی، حد و مرزها را برای فرزندان شان تعيين کنند. پدر و مادرها بايد از همان دوران نوپايي فرزندانشان به طور مستقيم به آن ها نه بگويند و گاهي با بيان جملاتي به آن ها دستور هم بدهند. اگر مادران در مواقع مناسب به طور جدي، محکم و با محبت به فرزندانشان نه بگويند و با آن ها مخالفت کنند، هيچ گونه آسيبي به شخصيت آن ها وارد نمي شود و آن ها به مرور زمان با اين محدوديت ها آشنا خواهند شد و به آن ها عادت خواهند کرد.

 

جدی و با محبت نه بگوييد

۲. تعادل داشته باشيد.

بچه هايي که هرگز نه نشنيده باشند، لوس مي شوند و بيشترشان در بزرگسالي دچار مشکل خواهند شد چون فکر مي کنند همه دنيا بايد مطابق ميل آن ها باشد و وقتي خلاف آن را مي بينند، دلخور و گاهي افسرده و گوشه گير مي شوند؛ بنابراين والدين بايد به کودکان بياموزند که همه جا قوانيني دارد که لازم است به آن ها احترام بگذارند. هرچند هميشه هم نبايد با خواسته هاي کودکان مخالفت شود؛ زيرا در اين صورت ممکن است دچار سرخوردگي و نااميدي شوند.

 

تعادل رفتاری با فرزندان

۳. دليل مخالفت تان را بگوييد.

والدين بهتر است که علت نه گفتن شان را به فرزندان خود توضيح دهند. هرچند بعضي والدين معتقدند که کودک شان به طور کامل، متوجه منظور آن ها نمي شود و دلايل آن ها را درک نمي کند، اما نبايد فراموش کنند که اين امر در تربيت کودک لازم است. البته بايد قبول کرد که معمولا درک چنين دليل هايي از سوي کودکان مدتي طول خواهد کشيد، اما با گذشت زمان همين صحبت ها، اثر بخش خواهد بود. تربیت رفتاری کودک باید جوری انجام شود که او متوجه برخورد شما بشود. اینکه بدون هیچ توجیهی با خواسته های کودکان مخالفت کنید برای او سخت و غیر قابل پذیرش خواهد شد و زمینه ی دوری عاطفی را رقم خواهد زد.

 

بهترین رفتار با کودکان

۴. فرصت انتخاب بدهيد.

هنگامي که کودک درون اتاق به توپ بازي مشغول است، والدين مي‌توانند به جاي گفتن اين که «نه، در اتاق توپ بازي ممنوع است» بگويند «در اتاق فقط توپ را قل بده و وقتي بيرون رفتي، آن را پرتاب کن». با بيان اين جملات کودکان احساس مي کنند که روي شرايط موجود کنترل دارند و مي توانند بين بيرون و داخل خانه جايي را براي بازي انتخاب کنند.

حتما بخوانید:
طلاق والدین و پیامد های جدایی بر روی اعضای خانواده

۵. پيشنهاد جايگزين بدهيد.

برخي کودکان نمي توانند کاري را که در حال انجام آن هستند، متوقف کنند زيرا نمي دانند پس از آن بايد به چه کاري مشغول شوند. اين والدين هستند که بايد در چنين شرايطي به ياري آن ها بيايند و پيشنهادهايي در اين زمينه، به آن ها بدهند و گاهي نيز به آن ها کمک کنند تا آن کار را انجام دهند.

 

پیشنهاد جایگزین به فرزندان

۶. با حالت چهره منظور خود را برسانيد.

کودکان معمولا مفهوم کلمه نه را از حالت چهره والدين شان مي فهمند پس والدين مي توانند به جاي استفاده از کلمه نه، تنها حالت چهره شان را تغيير دهند و به طور مثال، اخم کنند. والدين فراموش نکنند که تغيير حالت چهره، بسيار تاثيرگذارتر از مخالفت هاي کلامي است. همیشه اینطور نباشد که با الفاظ به درخواست های کودک خود پاسخ بدهید.

۷. کودکتان را با نه آشنا کنيد.

اگر احساس مي کنيد که فرزندتان در موقعيتي قرار گرفته است که بايد به او نه بگوييد، از قبل او را آماده شنيدن نه کنيد؛ به طور مثال اگر مي‌خواهيد با فرزندتان به مغازه اسباب بازي فروشي برويد و براي دوستش کادوي تولد بخريد و مي دانيد با درخواست هاي مکرر او در مغازه مواجه خواهيد شد پس از قبل، او را آماده شنيدن نه کنيد. به جاي اين که مرتب در مغازه بگوييد: «نه، اين اسباب بازي را براي تو نمي خرم» بهتر است قبل از آن که وارد مغازه شويد، به او بگوييد « امروز مي خواهيم براي دوستت اسباب بازي بخريم، نه براي تو». بنابراين فرزندتان با آمادگي بيشتري براي شنيدن نه، با شما وارد مغازه خواهد شد.

۸. هيچ گاه نظرتان را سريع عوض نکنيد و سریع تسلیم خواسته های کودک نشوید.

بعضي بچه ها به هيچ عنوان زير بار صحبت هاي والدين نمي روند و آن قدر خواسته خود را تکرار مي کنند تا والدين شان خسته شوند و بله را بگويند. اين روش اصلا صحيح نيست و تربیت کودک را تحت الشعاع قرار خواهد داد. اگر هم مي خواهيد نظر او را بپذيريد، ابتدا سعي کنيد با او در آن مورد صحبت کنيد. سپس اگر فکر کرديد واقعا حق با اوست، بهتر است منطقي عمل کنيد، انعطاف پذير باشيد و گفته او را قبول کنيد. در اين حالت، او تصور نمي کند که با زور مي تواند نظر خود را عملي کند. در عوض مي آموزد که حتي براي تغيير نظر شما نيز بايد دلايل محکم و قانع کننده اي داشته باشد.

۹. خواسته های کودک را نامعقول جلوه ندهيد.

البته گاهي خواسته فرزندان معقول است، اما والدين به دلايل مختلف توان پاسخگويي به آن را ندارند. در اين حالت بعضي والدين سعي مي کنند، صورت مسئله را پاک کنند و خواسته فرزندشان را نامعقول و غيرموجه جلوه دهند. اين بدترين شيوه تربیت است و فرزند نيز اين موضوع را متوجه مي شود و اين برخورد، باعث پيچيده شدن مسئله مي شود.

 

خواسته هایشان را نامعقول جلوه ندهید

در اين حالت، والدين بايد دليل برآورده نکردن خواسته فرزندشان را نيز برايش توضيح دهند. وقتي پدر و مادري توانايي برآورده کردن نياز فرزند و خواسته های کودک خود را ندارند، بايد رفتاري همدلانه با او داشته باشند. ممکن است وضعيت مالي خانواده مناسب نباشد، فرزند را بايد با اين شرايط آشنا کرد و همراهي اش را به دست آورد. والدين نبايد خودشان را نسبت به خواسته‌هاي فرزندان شان بي تفاوت نشان دهند. وقتي فرزند احساس کند پدر و مادرش براي خواسته هاي او ارزش قائل هستند، آرامش و احساس اطمينان بيشتري خواهد داشت. توجه به نکات تربیت و پرورش کودکان همیشه معطوف به مدرسه نیست و والدین باید نسبت به این موضوع احساس تکلیف کنند تا فرزندشان به بلوغ کامل برسد.

روزان سمنانیان وب‌سایت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *